تبليغاتX
باغ بی برگی
رسم زندگي اين است... يك روز دوست مي داري و يك روز تنهايي... به همين سادگي....
 

 

برداشت اول -به گزارش «فردا»، استاندار يكي از استانهاي شمالي كشور(مازندران) گفته است رويكرد ما اين خواهد بود كه با وجود جوانگرايي از گماردن مديران مجرد در پستهاي دولتي بشدت جلوگيري خواهيم كرد.

اين استاندار افزوده است كه اگر هم مدير مجردي در استان هست بايد يا سريعا ازدواج كرده و يا از كار بركنار شود

برداشت دوم-استاندار خراسان شمالي در جلسه معارفه مدير جديد نمايندگي سازمان ملي جوانان در اين استان، شركت كرده بود. او جمله‌اي در اين جلسه گفت كه انعكاس بسياري يافت: «مديران مجرد استان عزل مي‌شوند و اين اصل به عنوان يك رويكرد مورد تاييد است»

برداشت سوم- مديركل نظارت بر اماكن عمومي نيروي انتظامي،:"افراد مجرد به هيچ عنوان حق اشتغال در آژانس‌هاي تاكسي تلفني را ندارند و نيروي انتظامي با متصديان آژانس‌هايي كه نسبت به اين موضوع تخلف كنند، برخورد خواهد كرد."

برداشت چهارم-يكي از مديران منطقه ويژه اقتصادي پارس جنوبي  طي بخشنامه اي به كارمندان مجرد خود اعلام كرده است كه اگر آنها تا سه ماه ديگر ازدواج نكنند از اين شركت اخراج خواهند شد.

 

چندي است كه به نظر مي رسد رويكرد و جرياني بر كشور و جامعه حاكم است كه سرانجام آن معلوم نيست...تفسير به راي احكام اسلام و برداشت شخصي از اين احكام سرانجامي جز سرخوردگي جامعه و قشر جوان از اسلام و اعتقادات مذهبي نخواهد داشت.

به نظر مي رسد اين موضوع احتمالا ريشه در فرهنگ ما هم داشته باشد.آنجا كه ما به راحتي در امور شخصي  و خصوصي همديگر مانند ازدواج  دخالت مي كنيم و به راحتي از امور  مهم و واجب همديگر مانند اشتغال ، تحصيل ، اقتصاد و معيشت مردم و ... با بي تفاوتي مي گذريم... موارد بالا سوالاتي را براي من و خيلي هاي ديگر پيش آورده است:

1-     ازدواج  در اولويت است يا اشتغال؟

2-     ازدواج مهم تر است يا مسكن ؟

3-     مبارزه با بيكاري مشكل جامعه است يا مجرد بودن پسران و دختران؟

4-     اگر كسي شغل و مسكن نداشته باشد و و به اجبار ازدواج كند چگونه بايد زندگي كند؟

5-     قديم تر ها مي گفتند بحث ازدواج بحث يك عمر زندگي است  كه بايد طي مراحل گوناگوني اين انتخاب صورت بگيرد  كه ربطي به زمان  ندارد..چطور مي توان يك فرجه زماني براي ازدواج در نظر گرفت مثلا 3 ماهه يا 6 ماهه؟

6-      اگر دختري مجرد بود و شاغل در اين فرجه زماني بايد از چه طريقي و از چه راههايي ازدواج كند؟مگر نه اين كه در دين و آيين ما ايرانيان ، دختر خانم ها انتخاب شونده هستند و نه انتخاب كننده؟

7-     آيا مجرد ها حق اشتغال و كار كردن در اين جامعه را ندارند؟

8-     آيا.......

9-     آيا........

10- آيا.........

 

نكته: اگر آماري از جرم و بزه  در حوزه ي اخلاق اجتماعي داشته باشيم تحليل ها نشان خواهد داد كه آمار متاهليني كه در حوزه اجتماعي ايجاد مشكل و مساله كرده اند بسيار قابل توجه است مسائل.دانشگاه زنجان..دانشگاه سهند تبريز. دانشگاه رازي كرمانشاه ، نمايندگان مجلس(2 نفر) مثالهايي از اين دست هستند..

آيا شما جواب اين سوالات را مي دانيد؟.؟.؟ به من هم بگوييد ...به نظر مي رسد تمام مشكلات جامعه حل شده است و فقط و فقط تنها مشكل اين جامعه مجرد بودن پسران و دختران است و باعث و باني اين همه تورم..گراني..مشكلات اجتماعي و اقتصادي همين مجرد بودن جوانان است...خواندن صحبت هاي مسئولين و مديران جامعه در اين خصوص اهميت سكوت و اظهار نكردن در مسائلي كه در تخصص ما نيست را بيشتر نمايان مي سازد ...شايد زماني كه سعدي بزرگ مي گفت دو چيز طيره ي عقل است....دم فرو بستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشي حتما چيزهايي مي دانست.....

 

.......................................................

 

پ.ن 1:..از دوست خوبم مهدي عزيز. كه در انتخاب موضوع و ويرايش اوليه این پست كمك فكري فراواني بهم رسوند. ممنونم.

پ.ن 2: شايد از اين به بعد موضوع انشاي مدارس ما به جاي علم بهتر است يا ثروت  بشود اشتغال بهتر است يا ازدواج

 

 

 

 با تشکر از دوست خوبم حسین حیدری که این مطلب رو در اختیار من گذاشتند

 

 

 

****************************

 

و اما مجرد ها !!!  نفتی نشید  !!!!

 

نفت تازه داشت گران می شد  و من یکسال بود که  از خرابی بازار و کسادی کار

 

  بیکار و خانه نشین بودم .

 

یکی آمد و  گفت : چه نشسته ای که من پول نفت را سر سفره ات می آورم ..

 

من به او خندیدم اما همه مثل من خنده رو نبودند .

 

نفت گران شد و او هم آمد و بر سر صندلی نشست .

 

هنوز از گرد راه نرسیده دوست و رفیق و هم پالکی را بیکار نگذاشت .

 

رنگ سبز شلوارهای جبهه ای را هم با یک مشت دلار ناقابل  خاطره  جیبهایشان کردند .

 

نفت باز هم گران تر شد  و قول نفتی ایشان هم البته که  بخوبی عمل شد . 

 

خود نفت  اگر چه بر سفره شام ما نیامد اما شام و دمشق را خوب آباد کرد و میکند .

 

نفت دیگر خیلی گران شده بود که شورای شهرمان به شکرانه  سود پول نفتی که

 

 ربع قرن بیشتر است ندیده ایمش وام گوز تومانی  ازدواج را کنسل کرد و

 

سی و پنج هزار زوج صف کشیده  را  به فکر راه حلهای ساده تری انداخت   .

 

 

 

کلاهتان بالاتر آقایان ...

 

 میانگین سن ازدواج بیست و هشت و میانگین سن فحشا چهارده ، نفت بشکه ای چقدر ؟

 

دوست بیست و هفت  ساله  من هم که هنوز سن ازدواجش نرسیده بود و ازسن

 

فحشایش خیلی گذشته بود بلاخره  چند روزی پیشتربه مدد سرنگ آلوده  ایدز گرفت و مُرد .

 

احتمالا نفت گران تزریق کرده بود ...

 

 به هر حال آدم باید اندازه دهنش لقمه بردارد .

 

او درست هم سن این انقلاب شکوهمند بود .

 

اگر چه که نفت حالا خیلی خیلی گران است اما مطمئن باشید که

 

بوی نفت خودش می آید اگر در مسیر درست قرار بگیرد ..

 

و مسیر درست همان مسیر باد است . 

 

و البته که باد هر کجا  بخواهد می وزد که فعلا دارد می وزد  .

 

نفت این روزها خیلی گران است 

 

  یکسال است که از خرابی بازار و کسادی کار  ....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 11:44 قبل از ظهر  توسط ژاماسپ از آمل  | 

 

 جشن تیرگان بر همه ایران دوستان مبارک

 

تیرگان

 

تیرگان جشن تیرگان در تیر روز از تیرماه برابر با 13 تیر در گاهشماری ایرانی برگزار می شود. این جشن درگرامی داشت تیشتر (ستاره ی باران آور در فرهنگ ایرانی) است و بنا به سنت در روز تیر (روز سیزدهم) از ماه تیر انجام می‌پذیرد. در تواریخ سنتی تیرگان روز کمان‌کشیدن آرش کمانگیر و پرتاب تیر از فراز البرز است. همچنین جشن تیرگان به روایت ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه، روز بزرگداشت مقام نویسندگان در ایران باستان بوده است. (آثارالباقیه، فصل نهم، بخش عید تیرگان).

 

 

باورهای مردمی

در باورهای مردم، درباره­ جشن تیرگان دو روایت وجود دارد که روایت نخست همچنان که در بالا گفته شد مربوط به فرشته باران یا تیشتر می­باشد و نبرد همیشگی میان نیکی و بدی است: در اوستا، تشتر یشت (تیر یشت)، تیشتر فرشته باران است که در ده روز اول ماه به چهره­ جوانی پانزده ساله در می­آید و در ده روز دوم به چهره گاوی با شاخ­های زرین و در ده روز سوم به چهره­ اسبی سپید و زیبا با گوش­های زرین.

تیشتر به شکل اسب زیبای سفید زرین گوشی، با ساز و برگ زرین، به دریای کیهانی فرو می­رود. در آنجا با دیو خشکسالی «اپوش» که به شکل اسب سیاهی است و با گوش و دم سیاه خود، ظاهری ترسناک دارد، روب­رو می­شود. این دو، سه شبانه روز با یکدیگر به نبرد برمی­خیزند و تیشتر در این نبرد شکست می­خورد، به نزد خدای بزرگ آمده و از او یاری و مدد می­جوید و به خواست و قدرت پروردگار این بار بر اهریمن خشکسالی پیروز می­گردد و آب­ها می­توانند بدون مانعی به مزرعه‌­ها و چراگاه­ها جاری شوند. باد ابرهای باران زا را که از دریای گیهانی برمی­خواستند به این سو و آن سو راند، و باران­های زندگی بخش بر هفت کشور زمین فرو ریخت و به مناسبت این پیروزی ایرانیان این روز را به جشن پرداختند.

روایت دیگر نیز درباره­ آرش کمانگیر اسطوره و قهرمان ملی ایرانیان است و اینکه میان ایران و توران سال­ها جنگ و ستیز بود، در نبرد میان «افراسیاب» و «منوچهر»، شاه ایران، سپاه ایران شکست سختی می­خورد؛ این رویداد در روز نخست تیر روی می­دهد. سپاه ایران در مازندران به تنگنا می­افتد و سرانجام دو سوی نبرد به سازش در می­آیند و برای آنکه مرز دو کشور مشخص شود و ستیز از میان برخیزد می­پذیرند که از مازندران تیری به جانب خاور (خراسان) پرتاب کنند هر جا تیر فرو آمد همان جا مرز دو کشور باشد و هیچ­یک از دو کشور از آن فراتر نروند؛ تا در این گفتگو بودند، سپندارمذ (ایزدبانوی زمین) پدیدار شد و فرمان داد تیر و کمان آوردند. آرش در میان ایرانیان بزرگ­ترین کماندار بود و به نیروی بی­مانندش تیر را دورتر از همه پرتاب می­کرد. سپندارمذ به آرش گفت تا کمان بردارد و تیری به جانب خاور پرتاب کند. آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته‌است و باید توش و توان خود را در این راه بگذارد. او خود را آماده کرد، برهنه شد، و بدن خود را به شاه و سپاهیان نمود و گفت ببینید من تندرستم و کژی­ای در وجودم نیست، ولی می­دانم چون تیر را از کمان رها کنم همه­ی نیرویم با تیر از بدن بیرون خواهد آمد. آنگاه آرش تیر و کمان را برداشت و بر بلندای کوه دماوند برآمد و به نیروی خداداد تیر را رها کرد و خود بی­جان بر زمین افتاد (درود بر روان پاک آرش و روان­های پاک همه­ی سربازان ایرانی). هرمز، خدای بزرگ، به فرشته­ی باد (وایو) فرمان داد تا تیر را نگهبان باشد و از آسیب نگه دارد. تیر از بامداد تا نیمروز در آسمان می­رفت و از کوه و در و دشت می­گذشت تا در کنار رود «جیهون» بر تنه­ی درخت گردویی که بزرگ­تر از آن در گیتی نبود؛ نشست.

آنجا را مرز ایران و توران جای دادند و هر سال به یاد آن جشن گرفتند.منبع

 توضیحات بیشتر در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 8:11 بعد از ظهر  توسط ژاماسپ از آمل 

 

اعلاميه جهاني حقوق بشر:

ماده ی 1:  تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند .

ماده ی 7: همه در برابر قانون ، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند.همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و بر علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند.

ماده ی 16: الف) هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هیچ محدودیت از نظر نژاد ، ملیت ، تابعیت یا مذهب با هم دیگر زناشویی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج دارای حقوق مساوی می باشند.

ب) ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود .

 پ) خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود.

قوانين زن ستيز جمهوري اسلامي ايران:

1- ازدواج

زن با ازدواج چه حقوقي را از دست مي دهد:

حق تععيين اقامتگاه

حق سفر و خروج از کشور (منوط به اجازه ي همسر)

حق اشتغال (مشروط به اذن همسر)

مکلف شدن به تمکين از شوهر(هرگاه مرد اراده کند زن بايد آماده برقراري رابطه جنسي باشد، تجاوز وقتي رخ مي دهد كه زن راضي به برقراري رابطه ي جنسي نيست ولي در قوانين اسلامي تجاوز شوهر به زن تعريف شده نيست از لحاظ شرعي مرد با قرار داد ازدواج اختيار آميزش جنسي با زن خود را يافته است .)

 نابرابري در سن ازدواج (در نظر گرفتن سن پائين تري براي ازدواج دختران13 سالگي{ و حتي با اجازه ي پدر کمتر ازآن{)

اجازه ي ازدواج(دختران باکره براي ازدواج حتما بايد اجازه پدر و در صورتي که در قيد حيات نباشد جد پدري خود را داشته باشند وگرنه آنها مي توانند بعد از ازدواج عقد نکاح را از طريق دادگاه ابطال کند.)

 

2- طلاق

طلاق حق مرد است (مرد مي تواند هر وقت که بخواهد زنش را طلاق بدهد.اما در صورتيکه تقاضاي طلاق از سوي زن مطرح شود او بايد مواردي همچون : سو رفتار همسر، ندادن نفقه، اعتياد و .... را اثبات کند)

 

3- تعدد زوجات

مرد مي تواند 4 زن عقدي و بي نهايت زن صيغه اي داشته باشد.

 

4- سن مسئوليت کيفري

سن مسئوليت کيفري (ازآن سن به بعد بزرگسال تعريف مي شود و در مقابل ارتکاب جرم با بزرگسالان يکسان مجازات مي شود) براي دختران 9 سال قمري(8 سال و 9 ماه شمسي) و براي پسران 15 سال قمري(14 سال و 6 ماه شمسي) است. به ياد داريم کودکاني را که محکوم به اعدام يا سنگسار شده اند.

 

5- حضانت و ولايت فرزندان

در مورد حضانت(نگهداري فرزند) مادر پس از طلاق، حضانت فرزندان را از دست مي دهد و فرزندان مشترک فقط تا سن 7 سالگي تحت حضانت مادر هستند و البته در همين زمان نيز اگر زن ازدواج کند، حق حضانت فرزندانش را از دست مي دهد.

در مورد ولايت(سرپرستي و اداره امور مالي، تصميم در مورد تحصيل، محل زندگي، اجازه خروج از کشور،اظهار نظر و اجازه در مورد مسائل درماني بچه و.... ) مادر هيچ وقت نمي تواند سرپرست فرزندش باشد و حتي در صورت نبودن پدر و جد پدري نيز سرپرستي فرزندان به او تعلق نمي گيرد و تنها مي تواند قيم فرزند خود باشد .

 

6- شهادت

شهادت زن نصف مرد به حساب مي آيد در بعضي موارد نيز زنان حق شهادت دادن ندارند(زناي محصنه،عفو از قصاص، وصيت و ....)

 

7- ارث

بر اساس قانون مدني ايران زماني که پدر و مادر فوت کنند و فرزند دختر و پسر داشته باشند. پسران دو برابر دختران ارث مي برند. در صورت فوت زن يا شوهر نيز ارث بردن آنها از همديگر نابرابر است چون در صورت فوت شوهر اگر مرد فرزند داشته باشد زن يک هشتم از اموال وي را و در صورتيکه فرزند نداشته باشد يک چهارم اموال او را مي برد و آنهم فقط از اموال منقول و اعياني غير منقول (قيمت خانه، درخت بدون در نظر گرفتن زمين آنها) اما شوهر در صورت فوت زنش اگر زن فرزند داشته باشد يک چهارم از کل اموال و در صورت نداشتن فرزند نصف اموال را به ارث مي برد. اگر زن ورثه ديگري نداشته باشد کليه اموال به شوهر مي رسد در صورتيکه اگر شوهر ورثه اي نداشته باشد يک چهارم اموال را زن ارث مي برد و بقيه به دولت مي رسد.و جالب آنکه اگر مردي بميرد و چند زن داشته باشد. همان سهم يک هشتمي يا يک چهارمي بين تمامي زنانش تقسيم مي شود.

 

8- ديه

در قتل غير عمد و يا شبه عمد ديه زن، نصف ديه مرد است . در صدمه ديدن اعضا نيز ديه اي که به زن تعلق مي گيرد نصف ديه مرد است.

 

 9- تابعيت

در صورت ازدواج زنان تابعيت شوهر خود را کسب مي کنند و تا زماني که متاهل هستند نمي توانند ترک تابعيت کنند. متاسفانه در کشور ايران تابعيت پدر به فرزندان داده مي شود و حتي اگر زني ايراني در ايران با مرد خارجي ازدواج کند و فرزندش در ايران متولد شود باز ايراني به حساب نمي آيد و فرزند او بيگانه اي بيش نيست. زنان ايراني که با افغاني ها ازدواج کرده اند و هم اکنون مجبور به ترک کشور هستند نمونه بارز اين مسئله هستند.

 

10- قضاوت

زنان حق قضاوت ندارند.

 

زنان کالا نيستند تا به مالکيت مردان در آيند و مطابق چنين قوانيني با آن ها رفتار شود. به خاطر ديد انساني(راديکال) که به مساله زنان داريم در اين تجمع شرکت مي کنيم. سکوت مردان به اين بهانه که اين مساله مربوط به زنان است را به مفهوم رضايت از وضع موجود تلقي مي کنيم.

 

 

 

کار زار زنان ، سالی دیگر، تجربه ای دیگر

 

زنی با صورتکی سفید و چادری سیاه . سمبل اسارت ، سمبل استثمار ، سمبل بی هویتی ،    حاصل یک فرهنگ و نظام و اندیشه ی زن ستیز که زنجیر اسارتش رامعترضانه و در سکوت به زمین  می کوبد  و جمعیت با شعارهای " سرنگون باد  جمهوری اسلامی" ، " آزادی ، برابری" ،" لغوکلیه قوانین ضد زن" ، " نه به امپریالیسم" ، "جهانی نو را خواهانیم " . سکوت تحمیل شده بر او را فریاد می کند. فریادی که در تمام طول مسیر  در فضای شهر رهاست و بیداری را طلب می کند  تا  پژواکش در عمیق ترین گوشه و کنار این همه سیاهی و استثمار نفوذ کند .هشداری باشد و هشیاری ببار آرد.

***

کارزارزنان ،راهپیمایی  امسال را هم پشت سر گذاشت با کوله باری از تجربه های سال پیش و هم چنان با امید به آینده.  با این باورکه این راهی ست بی پایان.  اگر چه هر حرکت و هر سال در نفس خودآغازی نو است، چرا که تجربه های پیش ترش را نیز به همراه دارد.  در راهپیمای  امسال هم همه بودند.  همه ی آن ها که دل شان برای آزادی و برابری انسان می تپد.  همه ی آن ها که این ستم مضاعف تحمیل شده به  زن را  باور دارند یا خود به عنوان زن زخم آن را بر سینه دارند و بار آن را بر دوش می کشند. همه ی آن ها که برابری زنان با مردان را بخشی حیاتی و جدایی ناپذیزاز برابری انسان می دانند که باید روزی تحقق یابد.  همه ی آن ها که باور دارند این درد مزمن را که در فرهنگ و باور یک ملت عمیقا در هم پیچده است، نمی شود به آینده سپرد.  باید همزمان و همراه  با مبارزات طبقاتی  برای احقاق حقوق زحمتکشان ، برای درمان این درد تاریخی ،  خستگی ناپذیر و بی امان کوشید.

                                                       ***

پیام هایی که خوانده شد همه به روشنی، بر بنیان سرنگونی رژیم  زن ستیز حاکم درایران بنا شده بود وحضور زنانی با پیشینه ها و گرایش های گوناگون سازمانی و اختلاف نظرهای سیاسی و فرهنگی در این راه پیمایی، تاکیدی دیگربود بر همان اهداف مشترک یعنی نه به امپریالیست های جهانی  و نه به رژیم ارتجاعی ایران  که تمام قوانین غیر انسانی ضد زن بر بنیان اندیشه و باورش استوار است..  اگر چه ،سرنگونی این رژیم نیز آغاز راهی ست  دراز برای دگرگونی عمقی اندیشه های مردسالارانه و زن ستیزو باورهای فرهنگی که ریشه در عمق تاریخ دارد و سال ها کار و کوشش و تلاش بی وقفه را طلب می کند.  چرا که تجربه تاریج به ما آموخته است که ساده اندیشی  است اگرباورکنیم  که با جابجایی یک رژیم و یا تغییرساخت بنیادین سیاسی و اقتصادی آن می توان ازاین درد مزمن که در جان و تن یک فرهنگ رسوخ کرده و به باور تبدیل شده است، خلاصی یافت و به جامعه ای ایده آل با ارزش های انسانی رسید. این جاست که به روشنی میتوان دریافت که وجود و حضور این گروه منسجم ، با هدف و باور مشترک همان چیزی است که لرزه به تن حاکمان ایران می اندازد.

***

ما هر سال بسیار می آموزیم.  امسال نیز بسیار آموختیم. این کوشش ها ابعاد گوناگون دارد که هر بار دشواری راه، کوشش های بی دریغ و نیاز به انسجام را به ما یادآوری می کند. این ها همان نکاتی است که می تواند ما را به پیش برد.  باید بپذیریم که برای خلق جهانی نو  راهی دراز و دشوار در پیش داریم. باید بپذیریم که مبارزه ی طبقاتی بدون وجود زنانی که به حقوق سیاسی و فرهنگی و اجتماعی خودشان آگاه نباشند ، موفق نخواهد شد.   باید بپذیریم که ما بخشی از جامعه ی انسانی راتشکیل می دهیم که برای تغییر جهان می کوشد.  آن هم در حالی که در سرزمینی،  درگوشه ای از این جهان ، حکومت کور و سیاهی به حیات خود با هزار ترفند و حیله و عوام فریبی ادامه می دهد و جمع آوری امضا و درخواست رفورم در قوانین موجود در چنین رژیمی جز شرکت آگاهانه یا نا آگاهانه در بازی حکومت برای دوامش نیست و در بهترین شکلش هرس درخت پوسیده ای است که ریشه در قرن ها دارد.

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 4:7 بعد از ظهر  توسط ژاماسپ از آمل  | 

 

 

درود بر همه دوستان عزیزم.

متاسفم!!

متاسفم برای اون کسانی که معنی آزادیه بیان رو درک نمیکنند. و عادت کردند که سانسور بشن

و متاسفم به خاطر اینکه ناخواسته برای نمایش نظراتتون تاییدیه گذاشتم!!

چند وقتیه که چند اسلامگرای افراطی در تارنمای من به توهین دوستان و خود من و تحریف تمدن ایران می پردازند.

بنابراین برای اینکه تارنمای من جای همچین افرادی نباشد. برای ثبت نظرها دکمه تایید گذاشتم.

تارنمای من به جرات ۲ سال هیچ مشکلی از این قبیل نداشت ! تا اینکه با شخصی به نام گمنام که یک اسلامگرای افراطی است آشنا شدم که ..........

حتی فکر کنم که مطالب توهینی کار ایشون باشه.

 

باز هم از همتون شرمندم..

 

 

به امید نابودی تازی پرستان در ایران

 پاینده باد ایران.

---------------------------------------------------------------------------------------------------

 تذکر قبل از تاییده گذاشتن!!!!!

نویسنده وبلاگ:

درود به همه دوستای خوبم.

به جرات میتونم بگم تارنمای من یک تارنمای آزاده که هرکی با آزادی کامل حرفشو توش زده و تا به حال که 2 سال از عمر تارنما نویسیم میگزره هیچ مشکلی برام پیش نیومده. خوشبختانه هیچ کس نبوده که در این تارنما به کسی توهین کنه! و باعث رنجش خاطر کسی بشه.

خودتون میدونید که امروزه بسیاری از افراد برای کامنتهاشون اجازه ثبت میزارند ولی من این کار رو نکردم. به خاطر این که خواستم به نظر همه عزیزان احترام بزارم حتی اگه خوشم نیاد.

ولی دوستانی هم هستند که با توهین کم لطفی کرده و راه رو برای این کار که خودم اصلا دوست ندارم انجام بدم هموار کردند.

لذا از دوستان عزیزم خصوصا گمنام خانم و دوستانش عاجزانه خواهش دارم که عفت کلام رو حفظ کرده و دست از توهین همدیگه بردارند. جالب هم اینه که خودشون را به جای پان ایرانیسم ها جا زده و نامهایی از این قبیل (وطن پرست واقعی) معرفی می کنند. حال که افکار من نوعی وطن پرستی حتی با تعصب بیجاست. اونوقت هر انسان عاقلی متوجه خواهد شد که هیچ وقت یک وطن پرست از نوشته های من بدش نمیاد بلکه فقط یک اسلامگرا میتونه از این نوشتار خوشش نیاد و برای خراب کردن وطن پرستان خودشو با نام اونها معرفی کنه!!!!



مطالبی که در تارنمای من هست نظرات شخصی خود بنده بوده و دلیلی نداره که به کسی توهین شده باشه!

دوستان عزیزم هم میتونند آزادانه نظراتشونو ابراز کنند. ومطمئن باشند که من امانت دار نظرات آنها هستم .






با سپاس از همه دوستانی که به من لطف دارند.


به امید ایرانی آباد و آزاد.


بدرود
پاینده باد ایران

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 3:53 بعد از ظهر  توسط ژاماسپ از آمل  | 

 

 

نحوه گزارش در تلویزیون جمهوری اسلامی  

 

 

 اینا رو هم ببینید

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 4:19 بعد از ظهر  توسط ژاماسپ از آمل 

 

قابل توجه تازی پرستان عزیز !!!!!!

 برید تو گوگل و کلمه تخریب کتیبه خارگ رو جستجو کنید(مشترک گرامی

دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد) تا بفهمید نابود کننده اصلی

این کتیبه کسی نبوده جز جمهوری اسلامی

 

 

تخریب کتیبه هخامنشی در خارگ

در فضای کنونی رسانه‌ها در ایران، شماری از وبلاگ‌ها همچون یک منبع خبری عمل می‌کنند. خبر تخریب یک کتیبه هخامنشی نیز ابتدا در وبلاگ رضا مرادی غیاث‌آبادی، از پژوهشگران تاریخ ایران بازتاب داشت.

او‌ می‌نویسد: «مهندس شهرام اسلامی، از جزیره خارک خبر داده که کتیبه میخی پارسی باستان، به‌دست اشخاص ناشناس و با پتک و تیشه نابود و منهدم شده است. شهرام اسلامی در چند ماه گذشته که از کشف کتیبه می‌گذرد، کوشش‌های فراوانی برای متقاعد کردن مسوولان محلی میراث فرهنگی در حفاظت یا انتقال اثر به موزه به عمل آورده بود، اما هیچگاه توجهی به خواست او نشد.»

رضا مرادی غیاث‌آبادی می افزاید: «کتیبه خارک با اندازه ۲۰ در ۳۰ سانتیمتر، بر روی سنگ مرجانی بومی جزیره نوشته شده. این کتیبه در روند ساخت جاده‌ای در جزیره خارک پیدا شده است.»
از این کتیبه به‌عنوان سندی دیگر درباره‌ی نام «خلیج فارس» یاد می‌شد.

خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) ضمن گزارشی دراین‌باره آورده: «رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان بوشهر با اشاره به این‌که فردی مظنون در ارتباط با تخریب کتیبه‌ی هخامنشی خارک شناسایی شده اظهار داشته به‌دلیل مسایل امنیتی، درباره‌ی فرد مظنون و قصد او از تخریب عمدی اثر نمی‌توان چیزی گفت؛ ولی با همکاری دادگستری و یگان حفاظت سازمان، مظنون را شناسایی کرده‌ایم و با ارایه‌ی اطلاعات، ممکن است که او خود را مخفی کند.»


احمد دشتی، با اشاره به بازدیدش از کتیبه‌ی تاریخی خارک پس از تخریب، افزوده: «حدود ۱۰ تا ۱۵درصد کتیبه دچار تخریب شده و و بخش‌های اصلی آن مشکلی ندارند.»

این سخنان در حالی مطرح شده که «علی جاذبی»، معاون بخشدار جزیره خارک به خبرگزاری میراث فرهنگی گفته است: «‌می‌توان گفت ۷۰ درصد نوشته‌های کتیبه به شدت آسیب‌دیده و تنها یک خط از آن سالم مانده است.»

علی جاذبی می‌افزاید: «دو شب پیش، افراد ناشناسی با عبور از روی حصاری که دور تا دور کتیبه کشیده شده بود، توسط یک شی نوک‌تیز، ما‌بین حروف میخی کتیبه را تخریب کردند؛ این کتیبه با هماهنگی نیروی انتظامی، بخشداری خارک و مقامات محلی نگهداری می‌شد.»

به نوشته حسن ظهوری در تارنمای خبرگزاری میراث فرهنگی «در پی تخریب کتیبه هخامنشی خارک، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان بوشهر از مظنونان این اتفاق به مراکز قضایی استان شکایت کرده و هم اکنون یک گروه قضایی پیگیر دستگیری متخلفان شده است. کشف این کتیبه پیامدهای بین‌المللی زیادی داشته و ازجمله رسانه‌های کشورهای حاشیه خلیج فارس سعی بر تقلبی جلوه دادن کتیبه کرده بودند اما در گزارش باستان‌شناسان ایرانی، حقیقی بودن کتیبه اثبات شده است.»


جزیره خارک، از جمله جزایری است که نمی‌توان به راحتی در آن تردد کرد و حتی برای ورود به جزیره باید دارای مجوز بود.

معاون بخش این جزیره اعلام کرده: «نحوه تخریب کتیبه هخامنشی نشان از تعمدی بودن آن دارد.»

رضا مرادی غیاث‌آبادی، پژوهشگر تاریخ ایران که از کتیبه بازدید کرده و عکس‌های آن را هم در وبلاگ خود قرار داده، می‌نویسد: «هر چند که نگارش کتیبه بر کف زمین عجیب به نظر می‌رسد، اما این تصمیم ظاهراً به دلیل کمبود مفرط صخره‌های سنگی سخت در منطقه است. جزیره خارک از صخره‌هایی مرجانی تشکیل شده که تنها لایه‌ای نازک از سطح بالایی آن سختی مناسبی دارد و لایه‌های زیرین و برش عمودی آن، دارای ترکیبی از بقایای مرجان‌ها و دیگر جانداران دریایی با شن و ماسه است که امکان ایجاد سطحی هموار برای کتیبه‌نویسی بر روی آنها بدست نمی‌آید.

در کنار کتیبه، آثاری از محل گردآوری آب شیرین و بازمانده‌های پلکان دسترسی به آن دیده می‌شود که امروزه خشک شده اند.»

 

دوباره خبر بد ،دوباره دشمني با ايران ....

 دوباره  دشمنان ايران ضربه ديگري بر فرهنگ و تاريخ ايران وارد كردند. كتيبه هخامنشي خارک که اواخر سال 86 در پي احداث جاده‌اي توسط وزارت نفت، در اين جزيره تاريخي کشف شده بود، توسط برخي افراد ناشناس با يک شي نوک تيز تخريب شد.کتيبه هخامنشي خارک روي يک تخته سنگ مرجاني نوشته شده و به همين علت احتمال مي‌رود براي آسيب رساندن به آن از تيشه و چکش استفاده شده باشدکشف اين کتيبه پيامدهاي بين المللي زيادي داشته است. ازجمله رسانه‌هاي کشورهاي حاشيه خليج فارس سعي بر تقلبي جلوه دادن کتيبه كرده بودند اما در گزارش باستان شناسان ايراني، حقيقي بودن کتيبه اثبات شده است.
 
در حال حاضر تنها چند حروف از اين کتيبه باقي مانده و فاصله ميان خطوط ديگر با استفاده از اشياء نک تيز از بين رفته است.اين اتفاق در حالي رخ داد که مسئولان جزيره خارک براي حفاظت بيشتر اين اثر دور آن را حصار کشيده بودند.كتيبه هخامنشي خارك به شكل نا منظم و نامتعارف در 5 سطر و سطر‌هاي آن به صورت 3 و 2 سطر به هم چسبيده و به زبان فارسي باستان نوشته شده بود.بر اساس اخبار غير رسمي و نوشته هاي بعضي وبلاگها و شنيدها
شخص خاطي كه به كتيبه آسيب زده است از ايرانيان ساكن  جزيره است كه در قبال دريافت مبلغي پول از بعضي اعراب تند رو و متعصب دست به چنين جنايتي زده است  

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 5:22 بعد از ظهر  توسط ژاماسپ از آمل  | 

 

 

روز بزرگداشت فردوسی

 

۲۵ اردی بهشت

 این بزرگ مرد ایران زمین که زنده ساخت پارسی را برای مردم سرزمینش و در آخر وقتی که بدرود حیات (زندگی) گفت در خارج شهر و نه در قبرستان عمومی شهرش دفن کردند، چون او را کافر می دانستند (کافر= ایران دوست، وطن دوست، کسی که نمی خواهد مسلمان باشد)

 

روحش شاد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 9:46 قبل از ظهر  توسط ژاماسپ از آمل 

امروز میخوام در مورد یه خبر خیلی مهم بنویسم!!!!

مطلع شدم که چند وقتی است که جمهوری اسلامی حیله جدیدی را برای نابودی تمدن ایرانی ایجاد کرده است. و آن هم تحریف تاریخ و دروغ پردازی است. البته این حیله چیز جدیدی از سوی این حکومت فاسد نیست.

ولی چون همگام با دنیا با ساختن مجموعه ها . فیلم ها . و مجله هایی از این قبیل دست به این کار زده. وظیفه خود دانستم تا همه عزیزانی را که به تارنمای من می آیند را آگاه سازم.

وزارت اطلاعات ایران هزاران نفر از حقوق بگیران خود را با امکانات فراوان بسیج کرده تا در اینترنت به ساخت بلاگها یا تارنماهایی دست زنند و در آن به تحریف تاریخ ایران . توهین به استوره های ملی و میهنی و توهین به تمدن ایران و دین زرتشت بپردازند!!!!

این کار باعث شده که جوانان ایرانی که در کل از تاریخ و تمدن با شکوه خود هیچ اطلاعی ندارند افکار و حرفها و یاوه گویی آنان را باور کرده و خود اینچنین به نابودی تمدن ایران کمک میکنند.

شاید شما هم در اینترنت این چنین تارنماهایی رو دیدید. من در اینجا یک تارنمای ننگین را به شما معرفی میکنم به نام (راه زرتشت) با آدرس http://zartoshtway.blogfa.com/ که در آن یکی از حقوق بگیران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به تحریف دین زرتشت و توهین ایرانیان پرداخته و اسطوره های ایرانیان را به مسخره گرفته است.

حال ما ایرانیان باید آگاه باشیم و به وطن فروشان این اجازه را ندهیم!!!!

پاینده باد ایران

------------------------------------------------------------------------

 

رژیم آخوندی از آغاز روی کار آمدن خود همیشه با ملی گرایی در حال مبارزه بوده و همواره سعی در اسلامیزه کردن کشور در همه ی امور و عرصه ها داشته است

این اسلامیزه کردن به قدری شکل افراطی به خود گرفت که خود به خود در برابر ملی گرایی ایستاد و به مقابله با آن پرداخت و خمینی هم در این کار به اندازه ای زیاده روی کرد که ملی گرایی را کفر خواند و سعی در ترویج فرهنگ زشت بیگانه یعنی عرب گرایی داشته که بازماندگان نالایق تر از خودش این روند را دنبال کردند

از جمله ی این اقدامات می توان از سخنرانی خمینی در بهشت زهرا نام برد که در طی آن خمینی به نشان شیر و خورشید توهین کرد و آن را منحوس خواند و گفت نقش شیر و خورشید باید در همه جا برداشته شود .او با مغز تهی خود تصور می کرد که پرچم شیر و خورشید نشان پادشاهیست او اگر کمی مطالعه می داشت متوجه می شد که این پرچم هیچ ربطی به نظام پادشاهی ندارد اما افسوس که خود و هم اطرافیانش را افرادی بی سواد و عقب مانده تشکیل می دادند که هیچ اطلاعی در رابطه با تاریخ و فرهنگ ایران نداشتند.

خلخالی هم که در آن روزها یکه تاز بی رقیب جنایت و آدمکشی بود در اظهار نظرها و سخنرانی ها خود را مختار می دانست و در کتابی که در مورد کوروش بزرگ پادشاه خردمند هخامنشی نوشته او را مورد فحاشی و هتاکی خود قرار داده و بزرگترین تهمت ها و دروغ ها را به کوروش بزرگ نسبت داد و کتابش را به یک سکسی نامه تبدیل کرد که اگر هر کسی شناختی در مورد کوروش بزرگ نداشته باشد تصور می کند کوروش تمام عمر خود را در عیش و نوش و لهو و لعب گذرانده است این در صورتی است که در تمام کتب تاریخی دوست و دشمن از او به نیکی یاد می کنند.

شیخ صادق خلخالی دیوانه ی روان پریشان که به اعتراف خودش در جوانی گربه ها را اعدام می کرده در اقدامات دیگر خود دستور تخریب بناهایی که یاد آور ایران باستان است داده و بسیاری از آنان را نیست و نابود ساخت او حتی در اقدامی کینه توزانه قصد تخریب تخت جمشید و پاسارگاد را داشت که با اعتراض جوامع بین المللی رو به رو شد و خوشبختانه با فشاری که رو به رو بود از این کار منصرف شد

رژیم آخوندی حتی به اسامی خیابان ها که با نام دلیران و پهلوانان و آثار و تمدن و فرهنگ ایران باستان بود رحم نکرده و اسامی تمامی آن را تغییر داد و نام جنایتکارانی مانند خالد اسلامبولی رو جای آن قرار داد

در این دوره هم دبیر شورای امنیت رژیم آخوندی جلیلی نیز ضدیت خود را با نام خلیج پارس نشان داد و در یکی از اظهار نظرات خود پیشنهاد داد نام خلیج پارس به خلیج دوستی تغییر یابد تا مشکل موجود با اعراب سوسمار خوار حل شود

سید علی خامنه ای ملقب به سید علی گدا در سخنرانی خود در شیراز آثار گرانبهای تاریخی تخت جمشید و پاسارگاد را نشانه ی وجود ستمکاران در آن زمان خواند ،در واقع به پادشاهی که اولین بیانیه ی حقوق انسانی را در سطح جهان اعلام کرد توهین کرد

حتی سرود ملی و زیبای ای ایران هم برای این رژِیم ناخوشایند و دردناک بود زیرا از غیرت و صلابت ایرانی هراس داشتند و در عوض آن سرود زیبا، شعری را قرار دادند که هیچ نشان و آثاری از یک ایرانی وجود ندارد

این ها موجوداتی هستند که دریای زیبای مازندران را به خاطر منافع خود به روس ها واگذار کردند. در چه زمانی از تاریخ در این حد وطن فروشی دیده بودید؟

دور از انتظار نیست که این رژیم وطن فروش و بی غیرت سه جزیره ی ایرانی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی را به اعراب بیابانگرد تقدیم کند ولی ما ایرانیان در سراسر جهان در برابر این اقدامات ضد ایرانی خواهیم ایستاد و یکصدا فریاد خواهیم زد:

                                   

با عرب کار نداریم

 

با شهر عرب، بحر عرب کار نداریم               با سال قمر،ماه رجب کار نداریم

ما گردش سال از خط خورشید گرفتیم              با ظلمت و تاریکی شب کار نداریم

شیر شترو روی عرب چند توان دید               با چهره منحوس عرب کار نداریم

بستیم حساب و طلب عالم بالا                جز زاهد مکار طلب کار نداریم

ای زاهد نیرنگ و ریا روسر خودگیر                     در پیش تو جز رنج و تعب کار نداریم

هر شهرت کاذب همه مفت دگران باد                چون شیخ به عنوان و لقب کار نداریم

هر چند که ما در پی گمگشته خویشیم         با بصره و بغداد و حلب کار نداریم

در دایره بی سببی نقطه عطفیم               با علت و اسباب سبب کار نداریم

ما را سر اندیشه ی سودای زمین نیست           بر روی زمین جز دو وجب کار نداریم

ما طالب صلح ایم و طرفدار حقیقت                با جنگ فلسطین جلب کار نداریم

ما طبق سند ریشه در این خاک دواندیم        با آدم بی اصل و نسب کار نداریم

هر جا نبود شعر و ادب رو ننماییم              با مجلس عاری ز ادب کار نداریم

تاج سر ما سایه ارباب ریا نیست            با هیچ به جز پرتو رب کار نداریم

سر در پی آن شادی دیرینه خویشیم          جز چیدن اسباب طرب کار نداریم

تا بوسه چند از لب پیمانه نگیریم                جز بوسه بران غنچه لب کار نداریم

بسیار لغات عربی ورد زبانهاست                    با این همه ما جز به اعنب کار نداریم

تا تلخی سکرآور می در دهن ماست         با مزه شیرین رطب کار نداریم

گفتنی تو عجب شمس که درباره اعراب        با این همه کشتار،عجب کار نداریم

 

 

ایران سربلند،ایرانی سرفراز و پرچم زیبای شیر و خورشید در اهتزاز باد

با تشکر از دوست خوبم آقا نوید که این مطلبو به من دادند

 

با درود به همه عزیزان.

سوالات شما در مورد این تصویر بدون شرح مرا مجبور ساخته تا کمی شرح دهم

این آقایی که میبینید در حال سوختن است. دچار خودسوزی نشده !!!!!!

بلکه یکی از احکام جمهوری اسلامی به سراغش آمده است.

وجود مامورین نیروی افتظاهی (ببخشید انتظامی) کاملا مشهوده!!!

اگه هم احساساتتون جریحه دار شده حتما باید از اونهایی باشید که تو ایران زندگی نمیکنید.

چون که برای ما ایرانی ها این اتفاقات کاملا عادیه!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 6:8 بعد از ظهر  توسط ژاماسپ از آمل  |